- توضیحات
- مشخصات کالا
- نظرات کاربران
یک سرقت خانگی و یک خبر ناگهانی، درست به فاصلهی یک ماه از هم، نقطهی آغاز کتاب «سوگ از آن آدمیست» نوشتهی اسلون کرازلی است؛ مموآری که بهجای روایت خطی یک فقدان، دو تجربهی بهظاهر بیربط را در هم میتند تا نشان دهد ذهن آدمی پس از از دست دادن چیزی، چگونه دنبال بازگرداندن آن میگردد، حتی اگر بازگشتنی نباشد. کرازلی که پیش از این با مجموعه جستارهای طنزآمیزش شناخته میشد، اینبار در نخستین کتاب غیرداستانی بلندش سراغ روایتی بهمراتب شخصیتر رفته است؛ اثری در دستهی خاطرهنویسی که با وجود موضوع سنگینش، از فضای معمول این ژانر فاصله میگیرد و لحنی یکدست غمبار ندارد.
محور اصلی کتاب دوستیای است که سالها پیش، در فضای پرفشار نشر نیویورک شکل گرفته بود؛ جایی که کرازلی در جوانی با مردی آشنا شد که بعدها هم رئیس، هم مشوق حرفهای و هم نزدیکترین دوستش شد، تا حدی که مرز میان زندگی کاری و خصوصیشان تقریبا از میان رفت. کرازلی بهجای تعریف خطی این رابطه، خاطراتش را در قالب بخشهایی میچیند که از الگوی شناختهشدهی مراحل سوگ وام گرفتهاند، با این تفاوت که آخرین بخش، بهجای «پذیرش» نامی دیگر دارد: «پس از آن». همین انتخاب به خواننده از همان ابتدا میگوید که قرار نیست ماجرا با نتیجهای قطعی و آرامشبخش بسته شود. در لابهلای همین بخشهاست که لحن ویژهی کتاب شکل میگیرد؛ جملههایی تیز و گاهی خندهدار، در کنار توصیفهایی که اندوهی واقعی را پنهان نمیکنند، بیآنکه هیچیک بر دیگری غلبه کند.
یکی ازبخشهای مهمتر روایت، پیوندی است که کرازلی میان اشیای گمشده و انسانی که دیگر بازنمیگردد برقرار میکند. جواهراتی که در سرقت از آپارتمانش ربوده میشوند، از جمله یادگاری خانوادگی با ارزشی فراتر از قیمت مادیاش، بهانهای میشوند برای جستوجویی که کمکم از یافتن چند شیء گمشده فراتر میرود.
او خودش بهخوبی میداند این دو فقدان از یک جنس نیستند، اما همچنان در پی چیزی میگردد که انگار بتواند نبود دوستش را هم جبران کند. بخشی از روایت به روزهای قرنطینه در نیویورک هم میرسد؛ روزهایی که خلوتشدن ناگهانی شهر، تصویری بیرونی از همان خلأ درونی نویسنده میسازد. کرازلی از این مسیر برای طرح پرسشهایی دربارهی مالکیت، حافظه و دوستی بهره میبرد، بیآنکه جوابهای آمادهای پیش بگذارد.
«سوگ از آن آدمیست» را نباید راهنمای کنار آمدن با فقدان دانست؛ کتاب بیشتر شرح تلاشی ناتمام برای فهمیدن چیزی است که شاید اصلا فهمیدنی نباشد. کرازلی در این مموآر، خنده و خشم، دلتنگی و سکوت را کنار هم مینشاند و تصمیم نهایی دربارهی معنای این آشفتگی را به خواننده وامیگذارد.
