در حال بارگذاری ...

تیرک ها چهارگوش بودند.

دسته بندی: عمومی
ناشر: افق
ناموجود
متاسفانه این کالا در حال حاضر موجود نیست. می‌توانید از طریق لیست پایین صفحه، از کالاهای مرتبط این کالا دیدن نمایید
توضیحات
بیشتر
  • توضیحات
  • نظرات کاربران
تیرک ها چهارگوش بودند.
توضیحات

۱۲ مه ۱۹۷۶، گلاسگو. سن‌اتین در فینال جام باشگاه‌های اروپا مقابل بایرن مونیخ بازی می‌کند. برای بیشتر فرانسوی‌هایی که پای تلویزیون نشسته‌اند، مسابقه‌ای تاریخی است؛ برای نیکولا، نوجوان سیزده‌سالهٔ رمان «تیرک ها چهارگوش بودند» لوران سه‌یه، چیزی نزدیک‌تر به مسئلهٔ بقاست. مادرش رفته، پدرش زندگی تازه‌ای ساخته و خانواده‌ای که باید پناه او باشد دیگر شکل سابقش را ندارد. نیکولا جای خالی آن خانواده را با تیم فوتبال سن‌اتین پر کرده است. وقتی بازیکنان وارد زمین می‌شوند، او فقط منتظر پیروزی یک تیم نیست؛ منتظر است چیزی در جهانش بالاخره درست از آب دربیاید. سه‌یه نخستین رمانش را بر یکی از مشهورترین شکست‌های تاریخ فوتبال فرانسه بنا می‌کند. دو ضربهٔ سن‌اتین در فینال گلاسگو به تیرک‌هایی خوردند که مقطع مربع داشتند و بعدها همین «تیرک‌های چهار گوش» وارد حافظهٔ جمعی فوتبال فرانسه شدند: تصویری از فاصلهٔ ناچیز میان پیروزی و شکست و از وسوسهٔ همیشگی پرسیدن اینکه اگر شرایط فقط اندکی متفاوت بود چه می‌شد. اما رمان از این خاطرهٔ ورزشی برای نوستالژی ساده استفاده نمی‌کند. مسابقه به الگویی برای زندگی نیکولا تبدیل می‌شود؛ زندگی‌ای که در آن نیز بسیاری چیزها فقط چند سانتی‌متر با آنچه می‌توانستند باشند فاصله دارند. ساختار کتاب بر رفت‌وآمد میان بازی و زندگی نوجوان بنا شده است. گزارش مرحله‌به‌مرحلهٔ مسابقه با خاطرات مدرسه، دوستان، نخستین هیجان‌های عاطفی و به‌خصوص فروپاشی خانواده درهم می‌آمیزد. در نتیجه هرچه فشار مسابقه بیشتر می‌شود، گذشتهٔ نیکولا نیز وزن بیشتری پیدا می‌کند. فوتبال اینجا نه پس‌زمینهٔ داستان، بلکه دستگاه اندازه‌گیری عواطف شخصیت است: اضطراب، امید، خشم و میل به تعلق همگی در ریتم همان نود دقیقه شدت می‌گیرند. یکی از بهترین تصمیم‌های سه‌یه انتخاب زاویهٔ دید نوجوان است. نیکولا هنوز زبان بزرگسالان برای توضیح جدایی، شکست زناشویی یا خانوادهٔ بازترکیب‌شده را ندارد. او این اتفاق‌ها را بیشتر به‌صورت جابه‌جایی وفاداری تجربه می‌کند: چه کسی مانده، چه کسی رفته و اکنون باید طرف چه کسی ایستاد؟ جملهٔ محوری رمان نیز همین را به شکل دردناکی ساده می‌کند: پدر مادر را با زنی دیگر جایگزین کرده و نیکولا، در همان روز، مادر را با یک تیم فوتبال. سه‌یه از این وابستگی به فوتبال قهرمان‌سازی نمی‌کند. هواداری برای نیکولا هم پناه است و هم راهی برای فرار از چیزی که نمی‌تواند تغییر دهد. باشگاه خانواده‌ای آرمانی می‌شود چون برخلاف خانوادهٔ واقعی، نقش‌ها در آن روشن‌اند: پیراهن، رنگ، وفاداری و دشمن مشخص است. جهان خانه چنین نظمی ندارد. همین تفاوت رمان را از بسیاری از داستان‌های ورزشی جدا می‌کند؛ مسابقه قرار نیست به نوجوان «درس زندگی» بدهد، بلکه شکاف زندگی‌اش را آشکارتر می‌کند. «تیرک ها چهارگوش بودند» در ۲۰۱۸ منتشر شد و نخستین رمان سه‌یه بود؛ نویسنده‌ای که پس از بیش از سه دهه فعالیت حرفه‌ای در حوزهٔ مالی، در بالای پنجاه‌سالگی جدی‌تر به ادبیات روی آورد. علاقهٔ دیرینهٔ او به فوتبال بعدا نیز ادامه یافت، اما در این کتاب فوتبال هنوز کاملا با تجربهٔ بلوغ، خانواده و حافظهٔ شخصی گره خورده است. رمان همان سال توجه منتقدان و چند جایزهٔ مربوط به رمان اول را نیز جلب کرد. محدودیت اثر از همان سازوکار اصلی‌اش می‌آید: پیوند دائمی مسابقه و زندگی گاهی بیش از حد حساب‌شده احساس می‌شود و خواننده ممکن است دست نویسنده را در موازی‌سازی دو مسیر ببیند. با این حال، کوتاهی کتاب و صدای بی‌واسطهٔ نیکولا مانع از آن می‌شود که این ساختار به ترفندی صرف تبدیل شود. عنوان رمان در نهایت دربارهٔ فوتبال کمتر از آن چیزی است که در ابتدا به نظر می‌رسد. «تیرک ها چهارگوش بودند» جمله‌ای است که شکست را با جزئی کوچک در جهان توضیح می‌دهد؛ همان میل انسانی به پیدا کردن نقطه‌ای که اگر اندکی متفاوت بود، شاید همه‌چیز تغییر می‌کرد. اما زندگی نیکولا دشوارتر از یک مسابقه است. بعضی شکست‌ها تیرکی ندارند که بتوان تقصیر را گردن شکل آن انداخت.


خانه
دسته ها
جستجو
0 سبد
پروفایل
بیشتر
دسته بندی ها
کناب عمومی
کودکان
نوجوانان
کالاهای فرهنگی
نوشت افزار