در حال بارگذاری ...

کانت و فلسفه ی معاصر

دسته بندی: عمومی
ناشر: نگاه
ناموجود
متاسفانه این کالا در حال حاضر موجود نیست. می‌توانید از طریق لیست پایین صفحه، از کالاهای مرتبط این کالا دیدن نمایید
مشخصات کالا بیشتر
توضیحات
بیشتر
  • توضیحات
  • مشخصات کالا
  • نظرات کاربران
کانت و فلسفه ی معاصر
توضیحات

«کانت و فلسفه معاصر» نوشته لوسین گلدمن، اثری انتقادی در تاریخ فلسفه است که تصویری متفاوت از کانت ارائه می‌دهد. گلدمن، فیلسوف و جامعه‌شناس مارکسیست، برخلاف تفسیرهایی که کانت را عمدتا متفکری درگیر مسائل انتزاعی شناخت و منطق معرفی می‌کنند، اندیشه او را در پیوند با تحولات تاریخی و اجتماعی اروپا بررسی می‌کند. از نظر او، فلسفه کانت واکنشی نظری به تنش‌های جامعه بورژوایی در حال ظهور است؛ جامعه‌ای که از یک سو بر آزادی فردی تأکید می‌کرد و از سوی دیگر، دستیابی به یک اجتماع انسانی و اخلاقی را دشوار می‌ساخت. مفهوم محوری در تفسیر گلدمن، «کلیت» است. او معتقد است فرد در فلسفه کانت موجودی کاملا منزوی و خودبسنده نیست، بلکه تنها در نسبت با جامعه، طبیعت و جهان معنا پیدا می‌کند. کانت در بستر فردگرایی دوران خود می‌اندیشید، اما در اخلاق و زیبایی‌شناسی به سوی افقی فراتر از منافع شخصی حرکت کرد. قانون اخلاقی زمانی معنا دارد که بتوان آن را برای همگان معتبر دانست و انسان نیز باید هر شخص دیگری را غایتی مستقل بشمارد، نه وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف خود. گلدمن این گرایش به جهان‌شمولی را نشانه حرکت کانت از فرد منفرد به سوی نوعی کلیت انسانی می‌داند؛ مسیری که بعدها در فلسفه هگل و اندیشه مارکس ادامه یافت. مفهوم مهم دیگر، «جهان‌بینی تراژیک» است. تراژدی در اینجا صرفا به معنای اندوه یا شکست شخصی نیست، بلکه از شکافی بنیادین میان واقعیت موجود و آرمان مطلوب سرچشمه می‌گیرد. انسان کانتی از یک سو بخشی از طبیعت و تابع روابط علّی است و از سوی دیگر، خود را موجودی آزاد و مسئول می‌شناسد که باید از قانون اخلاقی پیروی کند. او در جهانی محدود و مشروط زندگی می‌کند، اما وظیفه دارد مطابق اصولی مطلق عمل کند. به باور گلدمن، ناتوانی از آشتی کامل این دو قلمرو، هسته تراژیک نظام کانت را تشکیل می‌دهد. کتاب همچنین اخلاق کانتی را پاسخی به بحران فردگرایی تفسیر می‌کند. اصل غایت بودن انسان، تصویری از اجتماعی اخلاقی به دست می‌دهد که در آن هیچ‌کس به ابزار سود دیگری تبدیل نمی‌شود. گلدمن این آرمان را واکنشی به مناسباتی می‌بیند که انسان‌ها را از یکدیگر و از حاصل فعالیت خود بیگانه می‌کنند. در این خوانش، فلسفه اخلاق کانت فقط مجموعه‌ای از قواعد فردی نیست، بلکه اعتراضی ضمنی به جهانی است که ارزش اشخاص را با منفعت و مبادله می‌سنجد. گلدمن کانت را یکی از پیشگامان اندیشه دیالکتیکی نیز معرفی می‌کند. آنتی‌نومی‌های عقل محض نشان می‌دهند که عقل وقتی از حدود تجربه فراتر می‌رود، ممکن است درباره یک مسئله به دو نتیجه متعارض اما ظاهرا معتبر برسد. کانت این تضادها را محدود می‌کند، ولی خود آشکار کردن آن‌ها راهی تازه در فلسفه می‌گشاید. از نظر گلدمن، همین توجه به تعارض‌های درونی تفکر، زمینه را برای دیالکتیک هگل و سپس نقد تاریخی مارکس فراهم کرد. نقطه قوت اصلی اثر، خارج کردن کانت از فضای بسته تفسیرهای صرفا معرفت‌شناختی و قرار دادن او در متن زندگی تاریخی است. پیوند میان فلسفه، ساختار اجتماعی و تجربه انسانی، چهره‌ای زنده‌تر از کانت می‌سازد. تحلیل جهان‌بینی تراژیک نیز به کتاب عمقی فلسفی و ادبی می‌بخشد. بااین‌حال، رویکرد مارکسیستی گلدمن گاهی چنان غالب می‌شود که خطر تقلیل مفاهیم کانتی به بازتاب مناسبات طبقاتی را به همراه دارد. مطالعه کتاب نیز بدون آشنایی مقدماتی با فلسفه کانت و اصطلاحات هگلی و مارکسیستی آسان نیست. در نهایت، «کانت و فلسفه معاصر» صرفا شرحی بر یک فیلسوف نیست، بلکه تلاشی برای فهم رابطه میان اندیشه و زمانه است. ارزش پایدار کتاب در این است که کانت را انسانی درگیر تضادهای واقعی نشان می‌دهد: متفکری که میان آزادی و ضرورت، فرد و جامعه، واقعیت و آرمان به دنبال وحدت می‌گشت. شاید این وحدت هرگز به‌طور کامل تحقق نیابد، اما کوشش برای نزدیک شدن به آن همچنان می‌تواند راهنمای نقد ازخودبیگانگی و دفاع از کرامت انسان باشد.


خانه
دسته ها
جستجو
0 سبد
پروفایل
بیشتر
دسته بندی ها
کناب عمومی
کودکان
نوجوانان
کالاهای فرهنگی
نوشت افزار